تبلیغات
همه چیز همه جا
همه چیز همه جا
برای انان که میخواهند زندگی کنند

برای انان که میخواهند زندگی کنند،نه در باره ی ان فکر کنند،

عشق بورزند،نه در باره ی ان بیندیشند،

باشند،نه در باره ی ان فلسفه ببافند؛

راه دیگری وجود ندارد.

عصاره ی لحظه ی حاضر را بنوش،قطره قطره ی ان را به کام بکش،

چون این لحظه می گذرد و بازگشتی نخواهد بود. 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در پنجشنبه 8 آذر 1386 و ساعت 09:11 ق.ظ  نظرات

قیصر امین پور شاعر عاشقانه ها درگذشت

دیشب طوفان، کمر پرانتز را شکست و خانه یکی از ساکنان کوچه آفتاب را در هم نوردید. و او را که مثل چشمه مثل رودی بود، پر و بالی آسمانی بخشید تا دیگر از "بی بال پریدن" با "دستور زبان عشق"، شعر نسراید.
    "قطار می رود
    تو می روی
    تمام ایستگاه می رود
    و من چقدر ساده ام
    که سال های سال
    در انتظار تو
    کنار این قطار رفته ایستاده ام
    و همچنان نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام..."
    دیشب، سوار قطار شد و رفت اما فرصت نکرد بیت آخر شعرش را خط بزند و چیز دیگری بنویسد جایش...
    
    قیصر امین‌پور شب گذشته هنگامی كه بر اثر بیماری به بیمارستان دی تهران منتقل شده بود و تلاش‌های پزشكان برای مداوای وی نتیجه‌ای در برنداشت، درگذشت.
    شنیده‌ها حاكی از آن است كه امین‌پور بر اثر بیماری قلبی درگذشته‌است. وی که چند سال پیش در اثر یک سانحه تصادف به شدت آسیب دید، کلیه های خود را از دست داد و از آن موقع هر هفته مجبور به انجام دیالیز بود.
    
    قیصر امین‏ پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد.

                                   

وی در آغاز عاشق نقاشی بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبیات دانشگاه تهران كشاند.
    
    اگر بخواهیم شعرى از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن دوران، قیصر امین‌پور به یادمان خواهد آمد، همان كه روزگارى سروده بود:
    «مى‌خواستم شعرى براى جنگ بگویم/ دیدم نمى شود/ دیگر قلم زبان دلم نیست/ گفتم:/باید زمین گذاشت قلم‌ها را/ دیگر سلاح سرد سخن كارساز نیست/ باید سلاح تیزتری برداشت/ باید براى جنگ/ از لوله تفنگ بخوانم/ با واژه فشنگ.»
    
    در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تا قبل از فوت در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت. در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
    در همان سال با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» كه با راهنمایى محمدرضا شفیعى كدكنى به سرانجام رسیده بود، موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان‌نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید. وی درباره این اثر مى‌گوید: «پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفیعى كدكنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان‌نامه دكترى برگزیدم.»
    
    اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.
    
    در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر گرفت. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان "گزیده دو دفتر شعر" از سوى انتشارات سروش از وى منتشر شد.
    
    در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر شد که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.
    
    در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید.
    
    "گل‏ها همه آفتابگردانند" در سال 81 وارد بازار کتاب شدند. دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد و به عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى درآمد.
    
    «دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر او بود كه تابستان امسال منتشر شد و مورد استقبال بسیاری از متقدان قرار گرفته بود.
    وی در شعرهایش اغلب فضایى را به تصویر مى‌كشد كه نشان‌دهنده آرمان‌شهر شاعرانه اوست. البته چنانچه خود شاعر اعتراف مى‌كند، این دنیا فقط در شعرهاى شاعران وجود دارد و وجود خارجى ندارد: «خدا روستا را.../ و بشر شهر را.../ ولى شاعران/ آرمان‌شهر را آفریدند/ كه در خواب هم آن را ندیدند»
    
    
    در كوچه آفتاب، طوفان در پرانتز، مثل چشمه مثل رود، بی‌بال پریدن، به قول پرستو، گزینه اشعار از عناوین دیگر كتاب‌های این شاعر و استاد دانشگاه تهران است.

|+| نوشته شده توسط بهزاد در سه شنبه 8 آبان 1386 و ساعت 03:10 ق.ظ  نظرات

اوشو
 

عشق، دلیلی برای وجود اثبات خداوند است.

 

عشق یک آینه است. رابطه ی واقعی آینه ای است که در آن دو عاشق چهره ی یکدیگر را می بینند و خدا را باز می شناسند. این راهی به سوی پروردگار است.

 

زندگی را قدر بدان، حرتمش را نگهدار. هیچ چیز مقدس تر از آن نیست، هیچ چیز ملکوتی تر از آن نیست.

 

بزرگ ‌ترین معجزه در جهان آن است که تو هستی، من هستم.

|+| نوشته شده توسط بهزاد در چهارشنبه 2 آبان 1386 و ساعت 07:10 ق.ظ  نظرات

اخبار ضد و نقیض از مرگ فرح پهلوی

                       اخبار ضد و نقیض از مرگ فرح پهلوی

طی ساعات گذشته اخبار ضد و نقیضی پیرامون مرگ فرح دیبا ( پهلوی ) در پایگاه های خبری منتشر شده است.احسان نراقی از نزدیكان فرح دیبا در گفتگو با یكی از خبرگزاری ها خبر مردن فرح پهلوی را تكذیب كرد.

                                        

فرح پهلوی، همسر محمد رضا پهلوی، نمرده است!

احسان نراقی از نزدیكان فرح دیبا در گفتگو با یكی از خبرگزاری ها خبر مردن فرح پهلوی را تكذیب كرد.

پیش از این خبری مبنی بر بستری شدن وی در بیمارستان و همچنین مردن وی منتشر شده بود.

فرح دیبا متولد سال 1317در تهران بود که پس از مدتی تحصیل در پاریس و در آبان سال هزار و سیصد و سی و نه  با محمدرضا پهلوی که به تازگی از همسر دوم خود ثریا اسفندیاری جدا شده بود ازدواج کرد و در همان سال به عنوان اولین ملكه ایران تاجگذاری نمود.

|+| نوشته شده توسط بهزاد در یکشنبه 15 مهر 1386 و ساعت 06:10 ق.ظ  نظرات

تسلیت

شهادت حضرت علی (ع) را به تمامی دوستاران ان حضرت تسلیت میگوییم. 

درختی که چوبش نرم باشد،شاخه هایش فراوان تر است.

پس خوشخو و نرم گفتار باش ، تا دوستانت فوزونی یابند.

امام علی (ع)

|+| نوشته شده توسط بهزاد در چهارشنبه 11 مهر 1386 و ساعت 02:10 ق.ظ  نظرات

زندگی

                               

زندگی یک آرزوی دور نیست

 زندگی یک جست و جوی کور نیست زیستن در پیله پروانه چیست؟زندگی کن

زندگی افسانه نیست گوش کن ! دریا صدایت میزند

 هرچه ناپیدا صدایت میزند جنگل خاموش میداند تو را

 با صدایی سبز میخواند تو را زیر باران آتشی در جان توست

قمری تنها پی دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست

 زندگی یک مقصد بی انتهاست هیچ جایی انتهای راه نیست

 این تمامش ماجرای زندگیست

|+| نوشته شده توسط بهزاد در شنبه 17 شهریور 1386 و ساعت 10:09 ق.ظ  نظرات

انسان همانند رودخانه است .هرچه عمیق تر باشد آرام تر است.     مونتسکیو
|+| نوشته شده توسط بهزاد در پنجشنبه 8 شهریور 1386 و ساعت 01:08 ق.ظ  نظرات

نا گفته های کوله پشتی

                        

همه چیز از آخرین روزهای تیرماه آغاز شد، روزی كه سردار رادان مهمان برنامه كوله پشتی بود، برنامه‌ای كه چهارمین سال خود را پشت سر می‌گذاشت و طی این مدت توانست مخاطبان زیادی را به خود جلب كند.
    آن شب برای اولین بار یك برنامه چالشی واقعی در حوزه مسائل اجتماعی به روی آنتن می‌رود. برنامه‌ای كه بیش از عوامل و مهمان برنامه، برای بیننده تلویزیونی جالب است. قسمت اول آن برنامه بازتاب‌های گسترده‌ای را به دنبال داشت، به همین خاطر نشریات و خبرگزاری‌ها به بحث درباره آن پرداختند. خیلی‌ها بر این باور بودند كه شاید برنامه كوله‌پشتی دیگر اجازه پخش نداشته باشد و یا از فرزاد حسنی به عنوان مجری استفاده نشود، این شایعات زمانی قوت بیشتری گرفت كه یكی از اعضای شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما طی نامه‌ای، اعتراض خود به این برنامه و نحوه اجرای مجری آن را به ضرغامی رییس سازمان وارد كرد، اما چند روز بعد، رادان رییس پلیس تهران اعلام كرد كه كسی كوله‌پشتی و حسنی را سرزنش نكند، چرا كه این یك برنامه چالشی بود. این واكنش سردار جوان پلیس نشانگر رویكرد خردگرایانه ناجا با كوله‌پشتی تلقی شد.

 


    از طرفی پس از دعوت از قاضی سعید مرتضوی دادستان كل تهران طی دو شب برنامه و همچنین دعوت از یك مهمان دیگر كه اجرای آن برعهده فرزاد حسنی بود، خیلی‌ها بر این تصور بودند كه آب‌ها از آسیاب افتاده است، ضمن این‌كه بین پخش چند برنامه كوله پشتی وقفه‌ای افتاد، در همان روزها، شواهد نشان از این می‌داد كه مشكلی برای كوله پشتی و حسنی به وجود نخواهد آمد، ضمن آنكه یك منبع آگاه كه نمی‌خواست نامش فاش شود، در همان روزها به ما گفت: مدیران سازمان از حسنی و كوله پشتی حمایت می‌كنند، اما گویا فشارها باعث شد، سازمان مواضع خود را تغییر دهد...
    
    چند روز بعد در برنامه كوله پشتی، ناگهان بینندگان تلویزیونی شاهد سیمای امیرحسین مدرس بودند كه مجری برنامه كوله پشتی شد، او در ابتدای برنامه گفت «ایشان به علت بیماری قلبی قادر به اجرای برنامه زنده نیستند، اجرای زنده برای قلبش بد است». این گفته در ساعت 9 شب روی آنتن رفت، اما زمانی تعجب عموم و همچنین اصحاب رسانه و خبرگزاری‌ها بیشتر شد كه یك ساعت و نیم بعد در ساعت ده و نیم شب، فرزاد حسنی به عنوان مجری برنامه زنده «من خوبم تو خوبی» در جام‌جم 2، ظاهر شد و برنامه خود را اجرا كرد (در واقع فرزاد حسنی دچار كسالت نبود)، در این باره فرزاد حسنی به ما گفت: بسیاری از اقوام من از شهرستان زنگ زدند كه مشكل بیماری من چیست؟ و من در پاسخ ‌‌گفتم چنین چیزی صحت ندارد و من دارم در جام‌جم برنامه زنده اجرا می‌‌كنم. اما زمانی كه فرزاد در شبی دیگر در برنامه شبكه ماهواره‌ای جام‌جم ظاهر شد و از طرفی حضور امیرحسین مدرس كه كوله پشتی را اجرا كرد، این پرسش را در ذهن بینندگان تلویزیونی به وجود آورد كه آیا كسالت فرزاد خوب نشده است؟ نتیجه این اتفاقات یك چیز بود یعنی فرزاد حسنی در برنامه‌های شبكه‌های سراسری داخلی، ممنوع‌الفعالیت شده و تنها می‌تواند در برنامه‌های جام‌جم، حضور پیدا كند، در این حال یكی دو شبكه ماهواره‌ای فارسی زبان كه همیشه سعی می‌كنند، از آب گل‌آلود ماهی بگیرند، كوله پشتی و حسنی را سوژه قرار داده و طی چند شب به بحث درباره آن پرداختند. بررسی اتفاقات كوله پشتی چندین پرسش مهم را در ذهن آدمی ایجاد می‌كند.
     اولین پرسش این است كه چرا از تریبون شبكه سوم، باید به مردم مسائل را وارونه جلوه داد، مجری آن برنامه كه البته به دستور مدیران می‌گوید: فرزاد به علت كسالت، توانایی اجرای برنامه كوله پشتی را ندارد، می‌توانست اصلا چنین مسئله‌ای را عنوان نكند، آیا آنها نمی‌دانستند كه فرزاد یك ساعت و نیم دیگر در «جام جم 2» برنامه‌ای زنده را اجرا خواهد كرد؟ آیا یك برنامه تلویزیونی باید دروغ گفتن را كه گناه كبیره محسوب می‌‌شود به بیننده خود بیاموزد. چرا شورای نظارت در برابر این گناه كبیره سكوت كرد؟
    نكته دیگر كه باید به آن اشاره داشت، این است كه فرزاد حسنی از مجریان توانا و آموزش دیده انقلاب می‌باشد و از كشوری دیگر نیامده است، آیا با او كه بدون عمد و قصد گفته‌هایی را بر زبان آورده باید این چنین رفتار می‌‌شد؟ در سال‌های اخیر شاهد بودیم كه در همین برنامه موضوعاتی از جمله نخبگان علمی، جانبازان، خانواده شهدا، افرادی كه تازه مسلمان شدند و نیز معرفی شب آرزوها در ماه رجب مورد توجه قرار گرفته است. محتوایی ارزشی، در قالبی جوان‌پسند و بسیار شیك كه بی‌تردید این فضای برنامه‌سازی محصول تفكر حسنی و علی زاهدی بود كه فتح باب جدیدی در برنامه‌های چالشی تلویزیون را موجب شده است و شاید به همین خاطر، كوله پشتی توانست، طرفداران زیادی را به خود جلب كند، آیا باید آن تفكرهای حسنی و پرداختن به چنین موضوعاتی به راحتی فراموش شود؟ آیا تنها به خاطر چند دیالوگ كه خاصیت یك برنامه چالشی است، باید دستور به حذف او داد؟
    
    
     یك شورا و دو نظارت
    
    اما گویا مرتضی تمدن عضو كمیسیون برنامه و بودجه و از اعضای شورای نظارت بر عملكرد سازمان با واژه حذف موافق نیست، او به همكار پارلمانی ما در مجلس گفت: اصلا چنین چیزی صحت ندارد، مجری این برنامه ممنوع‌الفعالیت نشده و مطالبی را هم كه در چند خبرگزاری و سایت اینترنتی از جمله «عصر ایران» از قول من نوشته شده را به شدت تكذیب می‌كنم. چرا كه فرزاد حسنی را نه اخراج، نه تنبیه و نه از سقف آویزانش كرده‌اند!
    تمدن در ادامه افزود: جابه‌جایی مجریان در شبكه‌های مختلف صدا و سیما، یك امر كاملا عادی است و فرزاد حسنی از این امر مستثنی نیست، تنها یك جابه‌جایی اتفاق افتاده است، اما در همان روز حسین مظفر دیگر عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما كه به شدت پیگیر حذف حسنی از كوله پشتی بود، به همكار ما گفت: تصمیم بر اخراج فرزاد حسنی، قطعا به دنبال برخورد نامناسب او با رییس پلیس تهران صورت گرفت و نوع ادبیات گفتاری وی كه تضعیف طرح امنیت ملی را در پی داشت بود، او در ادامه افزود: بركناری حسنی از كوله پشتی برآمد از نظرات عموم جامعه بود كه رییس سازمان هم به این نظر احترام گذاشت. او اضافه كرد كه اگر در صدا و سیما، با موردی كه به نوعی اشكال محسوب می‌شود و یا این‌كه مغایر با اراده عمومی باشد، برخورد شود، این معنا را می‌دهد كه به نظر عموم جامعه، احترام گذاشته شده است.
    مظفر در شرایطی این گفته‌ها را بر زبان آورد كه حاضر به پاسخگویی به دیگر پرسش‌های ما نشد، از جمله این‌كه اعضای محترم شورای نظارت در طی این فرصت كم چگونه دیدگاه مردم برای حذف حسنی را به دست آوردند؟ آیا بهتر نبود كه این عضو شورای نظارت بر سازمان در یك برنامه تلویزیونی و با زبان رسانه با مردم صحبت می‌كرد و دلایل حذف حسنی را بیان می‌كرد!
    آیا نباید به مخاطب رسانه احترام گذاشت؟ اگر مجری برنامه تلویزیونی از نظر اخلاقی و... صلاحیت اجرای برنامه را ندارد چرا با مدیری كه او را انتخاب كرده، برخوردی نمی‌شود؟
     به نظر می‌‌‌رسد هنوز پس از گذشت سال‌ها از پخش چنین برنامه‌های چالشی، ظرفیت‌های رسانه‌ای ما افزایش نیافته و به عبارتی نتوانستیم، تمرین و وفق دادن خود با آن را به درستی انجام دهیم، همان طور كه در طی سال‌های اخیر، تمرین دموكراسی و رفتار مدنی را از جامعه و مسئولان شاهد بودیم، تمرین یاد گرفتن فرهنگ رانندگی، تمرین درست برخورد كردن، درست عبادت كردن، درست مداحی كردن، درست عزاداری كردن را انجام داده‌ایم و به نتیجه هم رسیدیم، چرا كه این‌گونه تمرینات باعث شد كه مردم دیگر برخلاف گذشته به قوانین رانندگی بیشتر احترام بگذارند، كمربندهای ایمنی خود را دیگر طبق عادت ببندند و... اما آیا آمده‌ایم ظرفیت‌های خودمان را در چنین برنامه‌های چالشی بالا ببریم، همان طور كه طی سال‌های اخیر شاهد بودیم، در برنامه 90، چالشی‌ترین برنامه‌ ورزشی كه روی آنتن می‌رود، خیلی‌ها مقابل انتقاد، جبهه می‌گیرند و تنها توقع دارند كه از آنان تعریف شود، اما باید قبول كرد كه در برخورد با این‌گونه مسائل دچار ضعف هستیم و احتیاج به تمرین و ممارست بیشتری داریم، همان گونه كه در خیلی از بخش‌های دیگر چنین مسئله‌ای حاكم شد، اگر به یاد داشته باشید تا 20 سال پیش، موسیقی پاپ یا جوان‌پسند در برنامه‌های تلویزیونی به كلی ممنوع بود، اما با گذشت زمان و تولید فكر در عرصه موسیقی، اكنون موسیقی پاپ در كنار موسیقی سنتی، از شبكه‌های مختلف پخش می‌شود.
    اجازه دهید دوباره به موضوع كوله پشتی برگردیم. به واقع مقصر چه كسی است؟ فرزاد حسنی، رییس پلیس تهران، علی زاهدی تهیه‌كننده كوله پشتی، حاج علی‌اصغر پورمحمدی، مدیر اجتماعی شبكه سوم، مظفر و شورای نظارت بر سازمان... نه، هیچ كدام مقصر نیستند، چون اگر ظرفیت‌های رسانه‌ای‌مان پایین نبود و از طرفی برخورد رسانه‌ای با این قبیل موضوعات را می‌دانستیم، به راحتی می‌توانستیم با چنین موضوعاتی برخوردی درست و از روی منطق داشته باشیم. این برنامه نه تنها یك تهدید برای طرح امنیت اجتماعی نبود بلكه فرصتی برای بهسازی و اصلاح آن تلقی می‌شد. به یاد دارم كه رضا رشیدپور در زمان پخش برنامه شب شیشه‌ای به ما می‌گفت: «با این‌كه بیشتر مهمانان ما شخصیت‌های هنری و ورزشی بودند، اما از آن‌جا كه یك برنامه چالشی را پخش می‌كردیم، استرس و فشار زیادی به ما وارد می‌شد، تا این‌كه خدای ناكرده گاف ندهیم و با اعتراض اقشار مختلف مواجه شویم.» آنهایی كه از نزدیك با تهیه‌كننده شب شیشه‌ای «محمد قنبری» آشنا هستند می‌گویند: از آن‌جا كه این برنامه چالشی بود، طی این چند ماه قنبری به اندازه ده سال شكسته شده است! باید قبول كرد كه ساخت چنین برنامه‌هایی با توجه به شرایط جامعه ما كاری دشوار است.
     اما برعكس دركشورهای دیگر، چنین برنامه‌هایی از طرفداران بی‌شماری برخوردار هستند و كسی نسبت به این‌گونه برنامه‌ها موضع نمی‌‌گیرد. چرا كه مردم دوست دارند به راحتی، اما با زبان رسانه، مقابل یكدیگر به بحث و مجادله و البته گفتگو بپردازند. از این رو ما هم باید اقدام به چنین كاری كنیم. تفكر كنیم و در مسیر تغییر قرار گیریم و بدانیم كه در برخورد با این‌گونه اتفاقات، حذف یك مجری و یا تهیه‌كننده نمی‌‌تواند راه حل مناسبی باشد. به نظر شما، گفته‌های فرزاد حسنی از كسی كه به مالك اشتر فرمانده سپاه امام علی(ع) توهین كرد و یا كسی كه به خود حضرت بی‌احترامی كرد و شخصی كه برای امام اشعاری به دور از شان سرود، بدتر بود؟رفتار آن بزرگواران با خاطیان چگونه بود و رفتار ما چگونه؟
    
    نكته دیگری كه باید در این مقال به آن اشاره داشت، رفتار درست رسانه‌ای برگرفته از رفتار علوی است. امیرحسین مدرس پس از اجرا در كوله پشتی برای این‌كه از پاسخگویی به خبرنگاران دوری كند به هیچ كدام از تلفن‌ها پاسخ نمی‌دهد، درست مثل علی زاهدی تهیه‌كننده كوله پشتی، فرزاد حسنی هم همراه خود را از دسترس خارج كرده و پاسخگوی تلفن‌های منزل هم نیست، گرچه پس از دوهفته تماس‌های مكرر، سرانجام توانستیم، توسط یكی از دوستان مشترك با او صحبت كنیم و پاسخ‌های او را بشنویم كه به رسم امانت پیش ما محفوظ است، اما باید اشاره داشت كه عملكرد فرزاد پس از این اتفاقات را حرفه‌ای و رسانه‌ای نمی‌دانیم. چرا كه او باید با چنین موضوعی، با زبان رسانه برخورد كرده و مهر سكوت را بشكند. همان طور كه اعضای شورای عملكرد بر سازمان صدا و سیما هم باید با استفاده از تریبون رسانه‌ای چون تلویزیون سعی در مقام پاسخ بر می‌آمدند، اصلا چه اشكالی داشت كه یك شب خود حسنی و یا مظفر مهمان كوله پشتی می‌شدند و به ابهامات پاسخ می‌دادند، آیا بهتر نبود، فرزاد حسنی با استفاده از همین زبان رسانه و در برنامه كوله‌پشتی، درباره انتقادهای وارده به پوشش و اجرای خودش پاسخ می‌داد؟ مردم حق دارند، واقعیت‌ها را بدانند آیا بهتر نبود آقای مظفر كه بی‌تردید از خانواده‌ای دلسوخته، ارزشی و از نیروهای دردمند ایران اسلامی است، با استفاده از رسانه به مردم می‌گفت: چه طور به یك جمع‌بندی مردمی رسیده‌اند كه فرزاد حسنی از كوله پشتی و حضور در برنامه شبكه‌های داخلی تا اطلاع ثانوی حذف شود؟ درست مثل موضوع طرح تجمیع انتخابات كه چند شب بعد ایشان در گفتگوی ویژه خبری، مخاطبان تلویزیونی را با منطق و زبان رسانه با دلایل تصویب این طرح آشنا كردند. كدام بهتر است گفتگو یا حذف و كنار گذاشتن؟ تا چه زمانی باید به جای مردم صحبت كرد و از طرف مردم نتیجه‌گیری نمود و به جای آنها تصمیم‌گیری كنیم.
    ممنوع‌الكارشدن یك مجری و حذف فیزیكی یك فرد به مانند لغو امتیاز یك نشریه است، به نظر شما گوینده یا مجری در چنین مواردی هیچ راه بازگشتی نباید داشته باشد، چه بهتر كه شورای نظارت در چنین شرایطی از خود یك برخورد رسانه‌ای نشان می‌داد، چرا كه با رسانه باید با زبان خود رسانه صحبت كرد، صدا و سیما یك واحد صنعتی، اقتصادی، بازرگانی و یا كشاورزی نیست، به فرموده امام خمینی(ره) تلویزیون، چون یك دانشگاه است. پس طبیعی است كه نظارت دانشگاهی با نظارت مكانیكی و یا صنعتی متفاوت است. نظارت رسانه‌ای، جنس رسانه‌ای و رفتار و برخورد با زبان خود را می‌‌طلبد.
    در تلاش هستیم تا با دعوت از آقایان تمدن، سردار رادان و فرزاد حسنی در دفتر نشریه به یك جمع‌بندی درست و منطقی درباره این موضوع برسیم كه به خاطر شرایط چاپ و كمی وقت و همچنین مشغله‌ بعضی از این افراد موفق به چنین كاری تا زمان نگارش این مطلب نشدیم. اگرچه هنوز ناامید نیستیم. شاید وقتی دیگر و...

مجله خانواده سبز

 

|+| نوشته شده توسط بهزاد در جمعه 2 شهریور 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ  نظرات

 
business article